یه چیز هایی رو خودتون می دونین و نیازی به توضیح نیست....ولی خودم می خوام بگم تا دقیق بدونین چه خبره ..نمی خوام به خیال این که خودتون می دونین ساکت بمونم ...
کسی بهم یاد نداد مهربونی رو!خوش اخلاقی رو !ابراز علاقه رو.....خیلی چیز ها رو یاد ندادن بهم!ولی یاد گرفتم- شماها هم همین طور...کسی به ما چیزی یاد نداد..شاید واسه اینه که گاهی خیلی بی جا خسته می شیم.- یادم نمیاد کسی عزیزم صدام زده باشه..گله ای هم نبود!چون ندیده بودم که نیازی حس بشه..با این حال این رو هم یاد گرفتم.ولی توی دنیای منطقی من جایی نداشت .واسه اطرافیانم کسی رو لایق نمی دونستم ..گذشت..بدون این که بدونم،بفهمم!از یاد رفت ..حالا !اطرافیانم همگی عقیده دارن که سردم....گاهی هم متهم می شم که بی عاطفه ام.
حالا شما ها هم می خواین که بگم و من غریبه ام با این تقاضا...حالا دلم می خواد بگم چون لایقش هستین و نمی تونم ....حالا !به چشم می بینم کسی که می گه عزیزم !عزیز تر می شه و امان از زمانی که می بینم کسی که به ظاهر می گه و عزیز می شه و من پس زده می شم....
حالا شماها می گین و من سرد برخورد می کنم ..من مات نگاه می کنم به رو به روم و سخت تر می شم !حتی برای شنیدنش - - -